ابراهيم عاملي ( موثق )
15
تفسير عاملي ( فارسي )
و بسه دسته سلول تقسيم مىشود . 1 - سلولهاى خارجى بنام اكتدرم . 2 - داخلى بنام آندودرم . 3 - سلولهاى وسطى بنام مزدرم كه سلولهاى خارجى تبديل به پوست و اعصاب مىشوند و داخلى دستگاه گوارش و تنفس را تشكيل مىدهند و وسطى در ابتدا ستون فقرات و بعد استخوانهاى ديگر و سپس عضلات و خون را توليد ميكنند سپس اين خون بسته و مجموعه ى سلولها بوسيله ى تغذيه رشد كرده به صورت عضلات نمودار شده استخوانها را مىپوشد بطوريكه در سه ماهگى خطوط و شكل آن ديده مىشود و در چهار ماهگى كاملا جنس و شخصيّت آن نمودار مىشود . اين بود مختصرى از آنچه در جانور شناسى آزمايش و معلوم شده است ، بنا بر اين مىگوئيم همانچه كه موجب پيدايش ( اسپرماتوزوئيد ) در نطفه ى نر و ( اوول ) در نطفه ى ماده مىشود همان هم موجب تشكيل و تكميل صورتهاى مختلف مىشود و احتياجى بقوّه ى مصوّره ى جداگانه ندارد و نه احتياج بملكى و يا نور قاهر ديگرى كه اين كارها را انجام دهد بلكه همان قدرت لايزال كه از جذب موّاد غذائى نطفه و سلول نر و ماده ساخته با آن خصوصيّات كه گفته شد همو هم استعداد و لياقت داده است بهر نطفه و سلولى كه طبق شرايط معين نموّ نموده به صورت حيوان يا گياه با شكل مخصوص فردى خود نمودار شود . و همين است معنى * ( يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحامِ ) * 5 - براى جمله ى آيت 7 * ( ( فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ) ) * اين شعر مثنوى در مجلَّد اوّل داستان خرگوش و نخجير مناسب است : كرده اى تأويل حرف بكر را خويش را تأويل كن نى ذكر را بر هوا تأويل قرآن ميكنى پست و كژ شد از تو معنى سنىّ ماند احوالت بدان طرفه مگس كوهمى پنداشت خود را هست كس وصف بازان را شنيده در زمان گفته من عنقاى وقتم بىگمان آن مگس بر برگ كاه و بول خر همچو كشتيبان همى افراشت فرّ گفت من كشتى و دريا خوانده ام مدّتى در فكر آن مىمانده ام اينك اين كشتى و اين دريا و من مرد كشتىبان و اهل رأى و فنّ